ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
160
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
رفتند و شهرهاى فرنگيان را كه ميان عكا و قدس قرار داشتند غارت كردند ويران ساختند و از مسيحيان به هر كس كه دست يافتند او را كشتند . ولى چون به علت دورى از شهرهاى خود به آذوقه دسترسى نداشتند ، از پيشروى صرف نظر كردند و بازگشتند و در مرغزار « صفر » [ ( 1 ) ] فرود آمدند . امير مودود به سپاهيان خود اجازه داد كه به منازل خود بازگردند و استراحت كنند و در بهار آينده مراجعت نمايند كه جنگ از سر گرفته شود . و خود ، پس از مرخص كردن سپاه ، در ميان خاصان خود باقى ماند . او در بيست و يكم ربيع الاول به دمشق رفت كه تا فرا رسيدن موسم بهار پيش طغتكين بماند . درين شهر روز جمعهاى از ماه ربيع الاول همراه طغتكين به مسجد جامع رفت و نماز گزارد . پس از فراغت از نماز در حالى كه دست در دست طغتكين داشت و از شبستان خارج شد و وارد صحن مسجد گرديد ، ناگهان مورد حملهء يكى از باطنيان قرار گرفت . مرد باطنى با كاردى كه در دست داشت چهار زخم كارى بر او وارد آورد . ضارب را در همان جا كشتند و سرش را از بدن جدا كردند و جسدش را سوزاندند . هيچكس هم نتوانست او را بشناسد . امير مودود را ، كه روزهدار بود ، به اقامتگاه طغتكين بردند و
--> [ ( 1 ) ] - صفر ( به ضم صاد و فتح ف مشدد ) : موضعى است بين دمشق و جولان ، و آن صحرائى است كه به روزگار بنى مروان بدانجا وقعهء مشهور بوده است و آن را در اخبار و اشعار خود آوردهاند . ( معجم البلدان )